به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور کارگاه آموزشی بررسی الگوهای سیاستی جهانی در همکاری معطوف به نوآوری­های فناورانه میان شرکت­های کوچک دانش ­بنیان و شرکت­های بزرگ روز دوشنبه ۱۸ دی ماه ۱۳۹۶ در مرکزتحقیقات سیاست علمی کشور برگزار شد.

دکتر نقی ­زاده عضو هیأت علمی مرکز و مدرس این کارگاه گفت:  این همکاری ها مزایای متعددی برای شرکت های بزرگ دارد. به طور مثال شرکت های کوچک دارای افرادی با دانش های ویژه در تولید محصولات جدید هستند و بدین واسطه می توانند شرکت های بزرگ را در ارزیابی توسعه فناوری ها و ابزارهای جدید یاری نمایند. بر اساس آمار منتشر شده از طرف معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بیش از ۵۰ درصد شرکت های دانش بنیان، شرکت های دانش بنیان نوپا می باشند که بیش از سه سال از فعالیت آنها نمی گذرد.

    عضو هیات علمی مرکز افزود: عده ایی از شرکت­های دانش بنیان بازار ندارند و شرکت­هایی داریم که برای بقا نیاز به فناوری دارند ولی شرکت­های صنعتی ما فناوری ندارند و مساله اصلی این است که بتوان این دو را به هم متصل کرد. سوال اصلی که پیش می آید این است که برای ایجاد همکاری میان مجموعه های صنعتی و اقتصادی و شرکت های دانش بنیان کوچک چه کنیم؟ ابتدا باید رویکردها و مطالعات پیشین داشته باشیم و مدلی را معرفی کنیم که در آن تمرکز داشته باشیم و دانش خود را به اشتراک بگذاریم.

عضو هیات علمی مرکز در معرفی برخی از مدل­های همکاری مشترک افزود: یک از مدل ها، مدل CVC است که در خصوص ایجاد صندوق های خطر پذیر در مجموعه های صنعتی و اقتصادی جهت همکاری با شرکت های کوچک دانش بنیان است. نقطه قوت کلیدی آن اتصال مستقیم به نیاز مجموعه صنعتی و اقتصادی بوده و نقطه ضعف کلیدی آن این است که چنین الگویی عمدتا برای شرکت های بزرگ دانش بنیان و جسور امکان پذیر است و شرکت های دولتی یا عمومی که عمدتا نیز مبتنی بر اقتصاد دانش محور نیستند آمادگی لازم برای بهره مندی از این الگوها را ندارند. این رویکرد عمدتا ابزاری در اختیار شرکت های بزرگ با بنیه های دانشی و مالی بالا است.

دکتر نقی ­زاده مدل دوم را مدل شتاب دهنده شرکتی معرفی کرد و افزود:  این مدل اقدام به شتابدهی تیم های کاری در قالب نیازهای مجموعه صنعتی و اقتصادی می کند.

وی همراهی با نیاز مجموعه صنعتی و اقتصادی را نقطه قوت کلیدی آن دانست و در خصوص نقطه ضعف کلیدی آن گفت: عمده تمرکز این مدل بر دوران جنینی تیم های کارآفرین است و حوزه های با بازدهی سریع بیشتر مدنظر است. همچنین سطح بلوغ بالایی در بنگاه صنعتی و اقتصادی به همراه منابع مالی بالا نیاز دارد.

عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در خصوص مدل سوم ادامه داد: مدل سوم مراکز رشد شرکتی است. مراکز رشد شرکتی، مکان هایی هستند که به شرکت های کوچک امکان رشد و بهره مندی از مزایای فراهم شده توسط مجموعه صنعتی و اقتصادی را فراهم می کند. نقی زاده ادامه داد: همراهی با نیاز مجموعه صنعتی و اقتصادی نقطه قوت کلیدی این مدل است و عدم استقبال از این رویکرد در کشور به دلیل نیاز به توانمندی های مدیریتی و دانش بنیان بالا و همچنین صرف هزینه های گزاف توسط مجموعه های بزرگ صنعتی و اقتصادی جهت ایجاد این مراکز نقطه ضعف کلیدی آن به حساب می آید.

دکتر نقی زاده مدل آخر را مدل الگوی تنظیم خرید معرفی کرد و گفت: مفهوم تنظیم خرید یعنی خریدار حاضر می شود حجم مشخصی از محصول را به فروشنده در قالب قرارداد مشخص سفارش دهد و خرید محصول را به شرط رعایت ضوابط تضمین می کند.

وی گفت: ویژگی های الگوی تضمین خرید برای حوزه دانش بنیان، الگوی تضمین خرید در حوزه شرکت های دانش بنیان نسبت به سایر الگوها، امکان توسعه پذیری بالاتر را دارد و تنها منحصر به شرکت های و مجموعه های صنعتی و اقتصادی بسیار بزرگ نیست.  الگوهای مبتنی بر تضمین خرید امکان ایجاد زنجیره ای از شرکت های دانش بنیان و تامین کنندگان پیرامون نیازهای دانش بنیان مجموعه های صنعتی و اقتصادی بزرگتر وجود دارد. بر اساس روش تضمین خرید می توان فعالیت های دانش بنیان را به صنعت سنتی تزریق نمود و همچنین به توسعه سریع تر فناوری ها کمک نمود.

دکتر نقی زاده در ادامه به طرح مباحث کلیدی در زمینه نحوه اتصال شرکت های دانش بنیان کوچک و نوپا و مجموعه های صنعتی و اقتصادی پرداخت. وی با تاکید بر لزوم توجه به کارکردهای نهادهای میانجی تسهیلگری و سیاستگذاری، تامین مالی، توانمندسازی، ارزیابی فنی و تخصصی، برقراری ارتباط، ضمانت و واسطه گری دانش بنیان را هفت کارکرد کلیدی در زمینه تحقق الگوی توسعه همکاری شرکت های دانش بنیان نوپا و کوچک و مجموعه های صنعتی و اقتصادی بر اساس الگوی تضمین خرید دانستند.