نشست "علم و تکنولوژی: سویه‌های اخلاقی" از سری نشست‌های هفته ترویج علم با همکاری مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و به میزبانی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) در هفته ترویج علم برگزار شد.

در پنل اول این نشست که به موضوع اخلاق تکنولوژی اختصاص داشت، دکتر حسین شیخ‌رضایی، عضو هیأت علمی گروه ترویج علم مرکز، دکتر امیرحسین خداپرست، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و دکتر رحمان شریف‌زاده، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری ایران (ایرانداک) و در پنل دوم با موضوع اخلاق علم و پژوهش، دکتر علیرضا ثقه‌الاسلامی، عضو هیأت علمی ایرانداک، دکتر آرش موسوی، عضو هیأت علمی گروه سیاست علم مرکز و دکتر کیوان الستی، عضو هیأت علمی گروه اخلاق علم و فناوری مرکز به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

  • آیا حیوانات حق اخلاقی دارند؟

 

دکتر شیخ‌رضایی به عنوان اولین سخنران این نشست، در رابطه با ارتباط موضوع مورد بحث خود و علم و فناوری توضیح داد: مسئله حقوق حیوانات در دهه‌های اخیر علاوه بر اینکه در سطح جامعه مدنی و گروه‌های فعال بسیار مطرح شده، در سطح دانشگاهی، به‌خصوص کسانی که در رشته اخلاق کار می‌کنند نیز مورد توجه قرار گرفته است. از طرفی، مسئله حقوق حیوانات را می‌توان به دو دلیل به مسئله اخلاق علم و تکنولوژی مرتبط دانست، اول اینکه در بسیاری از رشته‌های علمی انجام آزمایش روی حیوانات رایج است و جدایی‌ناپذیر، دوم دلیل مربوط به شرایط نگهداری حیوانات در پرورشگاه‌های صنعتی است، مثل دامداری‌ها و مرغداری‌های صنعتی و تولید انبوه حیوانات.

وی در ادامه به معرفی و بیان استدلال‌های موجود پرداخت و گفت: این دیدگاه که انسان متمایز است و جایگاه ویژه‌ای در طبیعت دارد باعث این استدلال شده که یا بقیه موجودات حق ندارند یا به اندازه انسان‌ها حق ندارند. اصل چالش حقوق حیوانات این سئوال است که آیا نوعِ انسان، جایگاه ویژه و منحصرفردی به لحاظ حق دارد یا خیر؟

دکتر شیخ‌رضایی در خصوص پاسخ دینی مردم ایران به این سئوال بیان داشت: آنها استدلال می‌کنند چون خدا گفته انسان اشرف مخلوقات است این جایگاه ویژه را دارد. البته باید بگویم که در متون دینی ما چنین صفتی برای انسان ذکر نشده است.

وی با اشاره به حق اخلاقی حیوانات گفت: زمانی‌که می‌گوییم موجودی از حق اخلاقی برخوردار است یعنی آیا در رفتار ما با آن موجود، ملاحظات اخلاقی مدخلیت دارد یا خیر؟ مدخلیتِ ملاحظات اخلاقی یعنی آیا آن موجود می‌تواند دعوی اخلاقی مطرح کند و بگوید کار اشتباهی انجام شده است.

عضو هیأت علمی گروه ترویج علم مرکز، در خصوص دلایل غیردینی تمایز انسان افزود: در این رابطه استدلال‌های مختلفی وجود دارد؛ مثلاً گفته شده انسان پیوندهای خانوادگی دارد، انسان تنها موجودی است که می‌تواند مسائل اجتماعی خود را حل کند، ابراز احساسات کند، جنگ را شروع کند، تنها موجودی است که زبان‌ورز است و اینکه تفکر انتزاعی دارد. پیشرفت‌هایی که در رفتارشناسی حیوانات صورت گرفته، تقریباً نشان می‌دهد که هیچ کدام از این دلایل، انسان را منحصر به فرد و متمایز نمی‌کند. پس این استدلال‌ها، پاسخ‌های طبیعی‌انگارانه است که می‌خواهد انسان را از حیوان جدا کند و مبنای واقعی ندارد؛ زیرا انسان‌هایی هستند (مثل کودکان که دچار اختلالات شناختی و یادگیری‌اند) که به مراتب زبان‌ورزی آنها از برخی از نخستی‌ها پایین‌تر است.

دکتر شیخ‌رضایی در ادامه به توضیح استدلال دیگری که به گفته وی مهمترین مدافع آن فیلسوف قرن هجدهم، کانت، بوده است، پرداخت و اظهار کرد: خلاصه این پاسخ مربوط به وجود خصوصیتی در انسان است که بقیه ندارند و کانت آن را "شخص‌بودگی" می‌نامد. این مفهوم یعنی ما انسان‌ها تنها موجوداتی هستیم که علاوه بر داشتن عواطف و احساسات، می‌توانیم درباره آنها فکر کنیم. به عبارت دیگر انسان می‌تواند راجع‌به به حالت‌های مختلف خود تأمل کند و تصمیم بگیرد داشتن یک میل شدید دلیل کافی برای انجام عمل خاصی است یا خیر. این تفکر مرتبه دومی است که انسان با آن درباره حالات ذهن خود فکر می‌کند و ادعا شده که وجود این تفکر مرتبه دوم و داشتن آگاهی نسبت به حالات آگاهی خود، وجه تمایز انسان از بقیه موجودات است.

وی تصریح کرد: این خط استدلالی می‌گوید چون مشخصه‌ای وجود دارد که انسان را منحصربه‌فرد می‌کند، پس انسان حق اخلاقی دارد و سایر حیوانات حق اخلاقی ندارند. البته به گفته کانت انجام کار غیراخلاقی با حیوانات، مادامی که به انسان (که صاحب حق اخلاقی است) لطمه نزند، اشکالی ندارد.

وی در توضیح نقدی که به این دیدگاه درباره موردهای حاشیه‌ای (marginal cases) وارد شده گفت: این استدلال درباره مورد‌های حاشیه‌ای خیلی ضعیف عمل می‌کند. مثلاً طبق تعریف شخص‌بودن، کودکان و کسانی که اختلالات شناختی دارند (مثل کسانی که اوتیسم دارند)، شخص محسوب نمی‌شوند زیرا هنوز به سن شناختی کامل نرسیده‌اند و نمی‌توانند دلیل بیاورند.

عضو هیأت علمی گروه ترویج علم مرکز با اشاره به دیدگاه طرفداران حقوق حیوانات خاطرنشان کرد: این افراد معتقدند که هیچ چیزی وجود ندارد که انسان را از سایر حیوانات جدا کند و آنها نگاه مساوات‌طلبانه دارند. تام ریگان، فعال حقوق حیوانات، در کتاب خود با عنوان «حق حیوان، خطای انسان» می‌گوید "شخص بودن ربطی به حق اخلاقی داشتن ندارد؛ اینکه موجود صاحب ادراک باشد و درد و ترس را احساس ‌کند کافی است برای آنکه حق اخلاقی داشته باشد." نکته مهم این نظریه، یکسانی حق اخلاقی برای هر دو گروه است.

وی سپس به انتقادات وارد شده به هر دو نظریه پرداخت و گفت: مهمترین مسئله‌ای که در مقابل دیدگاه کانتی وجود دارد موارد حاشیه‌ای نیست؛ برای موارد حاشیه پاسخ‌های نسبتاً قانع‌کننده‌ای وجود دارد. مهمترین مسئله این است که در این نظام اخلاقی آنچه وجه تمایز انسان و حیوان شده، ربطی به حق اخلاقی داشتن ندارد. به عبارت دیگر، اینکه انسان توانایی تامل کردن و دلیل آوردن را دارد، آیا ربطی به این دارد که او دارای حق اخلاقی است و حیوان خیر؟ گویی سئوال در این فرآیند، عوض و حق اخلاقی به وجه ممیز انسان و حیوان تبدیل شده است. ایراد نظریه طرفداران حقوق حیوانات نیز، غیرقابل اجرا شدن آن است. با تعریف آنها، انسان در زندگی روزمره خود برای زنده ماندن، حتی با گیاه‌خوار شدن هم حقی را تضییع می‌کند. زیرا در نتیجه فعالیت‌های او، اکوسیستم خاک عوض می‌شود. نقطه ضعف این دیدگاه همین مساوات طلب بودن است.

وی در انتها در خصوص چشم‌اندازی که از تلفیق این دو نظریه بدست‌ می‌آید، اظهار کرد: باید از درجه حق اخلاقی صحبت کرد. از نظر من انسان کسی است که بیشترین حق اخلاقی را دارد ولی نباید نگاه صفر-یک کانت را داشت. در واقع، راه حل مناسب این است که در مواجه با چالش‌ها و دوراهی‌های اخلاقی، از دستورالعملی که به ما بگوید چه موجودی حق اخلاقی بیشتری دارد، استفاده کرد. یعنی از بیشتر و کمتر بودن این حق صحبت کنیم، نه داشتن و نداشتن آن.   

 

  • علوم و فناوری‌های زیستی: چرا باید محتاط باشیم؟

 

دکتر خداپرست گفت: مفهوم اخلاق زیستی پیونددهنده اخلاق با علوم و فناوری زیستی است و به تأثیر این علوم بر بهروزی انسان می‌پردازد. رشد فناوری‌های زیستی در سال‌های اخیر بر خلاف خوش‌بینی‌های اولیه به نگرانی‌هایی مبنی بر پیامدهای اخلاقی جدی منجر شد و کارشناسان حوزه‌های مختلف از حقوق، الهیات، اخلاق و علوم زیستی را واداشت تا برای بررسی آن مشارکت کنند.

به گفته خداپرست، اخلاق زیستی که اولین بار با مفهوم شکل دادن به فلسفه مرتبط با زیست‌شناسی و ارزش‌های انسانی و تلفیق این علوم مطرح شد، در مضمون اخلاق زیستی نیز ارائه می‌شود و مشهورترین مثال آن بحث بر سر درستی یا نادرستی سقط جنین است.

وی تأکید کرد: رشد علوم باعث شده نگاه نسبت به آنها تغییر یابد و در تاریخ معاصر جرایم رخ داد؛ در دوره نازی‌ها که ناشی از پیشرفت آنها در علوم زیستی بود منجر به تدوین و ارائه راهنما یا دستورالعمل‌هایی در زمینه علوم زیستی شد که به راهنمای نورنبرگ، راهنمای ژنو و هلسینکی مشهور هستند و آخرین راهنما که راهنمای هلسینکی است، مرتب به‌روز می‌شود.

عضو هیأت علمی موسسه حکمت و فلسفه به موارد زیادی از آزمایش‌های پزشکی روی افراد کم‌برخوردار در جوامعی مانند آمریکا و نظایر آن اشاره کرد و افزود: این امر باعث شد اذهان نسبت به پیامدهای آزمایش‌های زیستی حساس‌تر شود و حتی سوالاتی در مورد درستی یا نادرستی پیوند اعضا پدید آید.

وی به تأسیس انجمن بین‌المللی اخلاق زیستی نیز اشاره کرد و گفت: این انجمن در دهه ۷۰ میلادی تشکیل و در ادامه اخلاق زیستی به رشته‌ای دانشگاهی تبدیل شد که با علوم مختلف از جمله فلسفه، علوم اجتماعی و حقوق و پزشکی ارتباط نزدیکی یافت.

به گفته خداپرست، در ایران نیز از دهه ۸۰ توجهات به علوم زیستی بیشتر جلب شد و گروه‌های اخلاق زیستی در مؤسسات پژوهشی شکل گرفت، همچنین امسال برای اولین بار در مقطع دانشگاهی کارشناسی ارشد در این رشته دانشجو پذیرش شد و راهنماهای اخلاقی برای انجام پژوهش‌ها در این رشته تدوین شده است.

وی به مشکلات جامعه ایرانی در زمینه علوم زیستی نیز پرداخت و گفت: ما نسبت به این علم بسیار بی‌توجه هستیم، قدرت سیاسی در این حیطه دخالت می کند و مثلا در مورد علومی مانند نانو و سلول‌های بنیادی این موضوعات به قدری تقدس می یابند که قابل نقد نیستند و رشته های دیگر در این زمینه مشارکت ندارند و در نهایت اخلاق زیستی از فقه اسلامی متمایز نشده است.

 

  • فناوری و جنگ عادلانه، سلاح‌های رباتیک و سایبری

 

ادامه عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات به بررسی اخلاق در ساحت جنگ پرداخت و گفت: اخلاقیات در هر ساحتی قابل اطلاع است و در اخلاق جنگ بر چند گزینه استوار.

دکتر شریف‌زاده ادامه داد: در این حوزه باید دلیل جنگ مشخص باشد، با تأیید مراجع شروع شود، پیش از حمله باید اعلام جنگ شود و در حین جنگ نظامیان از غیرنظامیان متمایز باشند و حداقل آسیب را رعایت کرده و از اعمال شرارت‌آمیز و عملیات پرچم دروغین پرهیز کرد.

وی با اشاره به کنوانسیون‌های موجود در این زمینه گفت: سه نوع سلاح متعارف، نامتعارف و نوین اکنون در رویارویی‌ها استفاده می‌شود که سلاح نوین شامل تسلیحات رباتیک و سایبری است.

این پژوهشگر فلسفه علم در ادامه به تشریح سلاح رباتیک و سایبری پرداخت و اظهار داشت: سلاح رباتیک به معنای تقویت انسان و توسعه ربات‌های قاتل است؛ در تقویت انسان هدف کاهش محدودیت‌های انسان از طریق روش‌های طبیعی یا فناوری است.

دکتر شریف‌زاده با اشاره به مسائل اخلاقی این نوع سلاح گفت: نگاه ابزاری به انسان یکی از این مسائل است، ضمن اینکه نمی‌توان کشتن انسان را به ربات قاتل سپرد، زیرا ممکن است مشکلی در برنامه آن پیش آید و اگر رباتی عملی را نادرست انجام دهد نمی‌دانیم مسئول کیست.

وی همچنین به سلاح سایبری اشاره کرد و افزود: این سلاح که مدتی است استفاده می‌شود و حتی اخیرا علیه تاسیسات زیرساختی ارتباطی انسان استفاده شد، ویژگی‌هایی از جمله حداقل هزینه و گمنامی مهاجم را دربر دارد.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات مشکلات اخلاقی در جنگ‌های سایبری را برشمرد و افزود: جنگ‌های سایبری جنگ را ساده و انگیزه برای جنگ طلبی را بیشتر کرده‌اند، تک عاملی هستند و مرز جنگ و صلح را از بین برده‌اند. پنهان بودن هویت مهاجم نیز مسئولیت جنگ طلب را از بین برده است.

وی با اشاره به توسعه روزافزون فناوری اطلاعات و مثلا فناوری‌هایی مانند اینترنت اشیا گفت: این امر موجب می‌شود جامعه نسبت به حملات سایبری آسیب پذیر است و بر این استدلال به درستی گفته می‌شود هر چه اطلاعات بیشتری از جامعه‌ای در فضای اینترنت منتشر شود، نسبت به جنگ سایبری آسیب پذیرتر است.

 

  • درآمدی بر مفاهیم و مبانی اخلاق پژوهش

 

دکتر ثقه‌الاسلامی در اولین سخنرانی از دومین پنل این نشست، در ابتدا به تعریف مختصری از فرااخلاق، اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی پرداخت و اخلاق فناوری را در حوزه اخلاق کاربردی دانست.

وی ادامه داد: اخلاق پژوهش به ملاحظات اخلاقی در پژوهش‌ها می‌پردازد و به مثابه اخلاق حرفه‌ای بین پژوهشگران مطرح است و نقش زیادی در توسعه علم و پژوهش دارد.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات در ادامه به بیان مشکلات پژوهش بر مبنای اخلاق حرفه‌ای پرداخت و گفت: دانشمند یا محقق بودن به معنای داشتن حرفه در مراکز آموزشی است تا در ازای کار حرفه‌ای از امتیازات شغلی برخوردار شود، همچنین وقتی تولید علم به مثابه کسب و کار در بیاید؛ پیوند مستقیم بین پول و علم موجب انگیزه‌های متعددی برای تحقق خطاهای اخلاقی نظام‌مند و کلان در جامعه علمی می‌شود.

وی معضل دیگر در عرصه اخلاقی نبودن پژوهش را نسپردن انجام پژوهش ها به نهادهای بی طرف و سازمان‌های مردم نهاد دانست و گفت: این امر باعث می‌شود مردم به نتایج این پژوهش‌ها اعتماد نکنند.

دکتر ثقه‌الاسلامی در ادامه به ارتباط بین پژوهش و نهادهای مالی، سیاسی، اخلاقی اشاره کرده و گفت: اخلاق پژوهش از توسعه علم جدا نیست و اگر اخلاق پژوهش رعایت نشود توسعه پژوهش‌های آکادمیک در فرآیند دموکراتیک ادامه نخواهد یافت.

این متخصص فلسفه علم با تأکید بر جدایی‌ناپذیر بودن پژوهش از اخلاق گفت: ابعاد مختلفی را می‌توان در پژوهش مطرح کرد؛ از جمله نظریه‌ها و اصول اخلاقی، نظارت اخلاقی، رهنمودهای اخلاقی، ابعاد تصمیم‌گیری در اخلاق پژوهش و نظارت حقوقی که این موارد نیاز به بررسی و تدوین راهنماها دارد.

 

  • هنجارهای علم و تعاملات اقتصادی آکادمی با دنیای بیرون

 

دکتر موسوی به عنوان سخنران دوم در پنل دوم، در ابتدا با بیان اینکه موضوع مورد بحث وی یک پروژه در حال کار است، به مرور موجودیت نهاد علم به لحاظ اقتصادِ سیاسی در قرن بیستم پرداخت و سپس نسبتِ وضعیتِ جدید علم را، که می‌توان آن را موج تجاری‌سازی علم نامید، با سنت‌های علم توضیح داد.

وی گفت: آکادمی در قرن بیستم از ۳ مرحله عبور می‌کند. دوره اول به دوران پیش از جنگ برمی‌گردد که جنبه فرهنگی دارد. دوره دوم در خلال و پایان جنگ جهانی دوم شکل گرفت که دولت‌ها متوجه شدند علم می‌تواند یک پدیده اقتصاد سیاسی باشد، در این دوره علم اهمیت نظامی پیدا کرد. دوره سوم زمانی اتفاق افتاد که در دهه‌ ۸۰ و ۹۰ میلادی، جنگ سرد و اقتضاعات آن تمام شد. از آن زمان به بعد با ورود مکاتب نئولیبرالیسم به بحث‌های سیاست علم و فناوری، کم‌کم پرسش‌هایی درباره اینکه چرا علم مجزا شده و نقش آکادمی در اقتصاد، مطرح شدند. در حال حاضر در این دوره سوم هستیم که افراد معتقدند علم باید مانند سایر بازیگران اقتصادی در جامعه حضور داشته باشد.

عضو هیأت علمی مرکز در ادامه با اشاره به هنجارهایی که رابرت مرتون، مهمترین جامعه‌شناس علم، برای یک دانشگاه خوب مطرح کرد، بیان داشت: نرم‌های علم از نظر مرتون عبارتند از "مسلک اشتراکی" که باعث تعامل و انتشار دانش می‌شود، "جهانی بودن" زیرا بر اساس معیارهای جهانی یافته‌های علمی داوری می‌شوند، "عدم تعلق" یعنی دانشمند و محقق نباید منافع شخصی خود را وارد کار علمی کند، "شکاکیت نظام‌یافته" که می‌گوید در علم چیز مقدس وجود ندارد و همه می‌توانند به همه چیز نقد کنند، "اصالت علمی" که موفقیت دانشمند را در اورجینال بودن او می‌داند و "تواضع علمی" که در سال‌های اخیر بسیار کمرنگ شده است.

وی افزود: هر شش مورد خلاف منطق اقتصادی است، منطقی که با هنجارهای آکادمی مرتونی در تضادند. سئوال اینجاست که آیا این موج تجاری‌سازی، آکادمی مرتونی را نابود خواهد کرد؟ هرچند برخی معتقدند این اتفاق افتاده است.

وی در طرفداری از دیدگاه مرتون پیشنهاد داد: حداقل در بحث‌های علوم بنیادی می‌توانیم با مرتون هم‌دل باشیم، و یا اینکه با یک دفاع فرهنگی بگوییم که علم جز پدیدارهایی است که نمی‌توان همه قسمت‌های آن را با پول خرید.

دکتر موسوی در نتیجه‌گیری گفت: برای آنکه این پروژه به سرانجامی برسد باید رویکرد جامعه‌شناختی-اقتصادی به قضیه داشته باشیم و به شکل‌های مختلف باید از علم و سنت‌های علمی که به نظر می‌رسد همچنان کارکرد دارند دفاع کنیم.

 

  • نوآوری و پژوهش مسئولانه به مثابه تقسیم کار اخلاقی

 

آخرین سخنران این نشست، دکتر الستی با بیان اینکه به نظر می‌رسد مسئله اخلاق علم و فناوری برای افرادی که نگاه توسعه دارند نه اهمیت چندانی دارد و نه حاضرند نسبت به آن بی‌توجه باشند، گفت: زمانی که قرار است کار عملی در رابطه با مسائل اخلاق علم و فناوری صورت گیرد، معمولاً تصور عامه این است که شاید کسانی که تجربه کار مدیریتی دارند بهتر آن را انجام می‌دهند. این نگاه به این دلیل وجود دارد که تصور می‌شود همیشه هدف روشنی وجود دارد و برای رسیدن به آن هدف همیشه می‌توان سیاستی را ترتیب داد.

وی با اشاره به موضوع مورد بحث خود افزود: در بحث من این تصویر عمومی به دو دلیل به چالش کشیده می‌شود؛ اول به دلیل مشکلاتی که در این مسئله به طور ذاتی به واسطه عدم تعین و غیرقابل پیش‌بینی بودن تبعات توسعه فناوری وجود دارد و دوم به دلیل اینکه کارهایی که تا الان با این منطق انجام شده واقعاً به نتیجه نرسیده‌اند.

دکتر الستی مواجه با دوراهی را وجه مشترک تمام موضوع‌های مورد بحث قبلی عنوان کرد و بیان داشت: این دوراهی‌ها الزاماً بین علاقه به توسعه (از یک سو) و اخلاق (از سوی دیگر) نیست بلکه گاهی بین اخلاق و اخلاق وجود دارد. توزیع کردن یا نکردن یک دارو که هم اثرات مخرب و هم مفید دارد بار یکسانی به لحاظ  اخلاقی دارا است و همین باعث شده که تصمیم گیری درباره توزیع آن یک دوراهی اخلاقی محسوب شود. البته خیلی از این دوراهی‌ها را می‌توان در بحث توسعه و کنترل پیاده کرد، توسعه به این معنا که تا چه حد پژوهشگر می‌تواند تحقیق خود را به جایی برساند که از آن سود برده و به نتیجه دلخواه برسد و کنترل به این معنا که این توسعه تا کجا پیش رود که به او آسیب نرساند.

عضو هیأت علمی گروه اخلاق علم و فناوری مرکز در ادامه به ارائه راه‌حل پرداخت و گفت: یکی از راه‌های ابتدایی، فکر کردن درباره مخاطرات پیشِ رو است، به عبارت دیگر با یک راه‌حل مدیریتی ریسک‌های پژوهش در خصوص آن علم و فناوری را بسنجیم. اما همیشه وضعیت اینطور نیست؛ افراد زمانی می‌توانند میزان خطر را محاسبه کنند که یا به لحاظ ریاضی قابل محاسبه باشد و یا از استفاده از آن فناوری یا آثار یک پژوهش، تجربه ای قبلی وجود داشته باشد.

وی ادامه داد: در تاریخ ارزیابی فناوری و موارد مشابهی که به‌خصوص در قرن بیستم انجام شده، سیاست‌های متفاوتی برای این قضیه وجود دارد، مانند دخالت زود هنگام قبل از آنکه آن فناوری و نوآوری در جامعه شیوع پیدا کند. اما این دخالت زودهنگام نیز گاهی به نتیجه دلخواه نخواهد رسید زیرا تا پیش از شیوع فناوری در جامعه، میزان آسیب و فایده آن قابل پیش‌بینی نیست.

وی سپس به توضیح نگاه و انگیزه‌ای که برای حل کردن دوراهیِ کنترل و توسعه با دخیل کردن آن با ملاحظات اخلاقی و یا تا حدی با نظریات اخلاقی وجود دارد، پرداخت و اظهار کرد: این مسئله در قالب یک پروژه گسترده با نام "نوآوری و پژوهش مسئولانه" در حال انجام است. یکی از دیدگاه‌های موجود در این پروژه، بر نوعی تقسیم کار اخلاقی میان دانشمندان و جامعه توجه دارد.

دکتر الستی با بیان اینکه این تقسیم کار در طی فرآیند تکاملی و در طول سال‌ها، توسط خود جامعه ایجاد شده، به طوری که کار توسعه را گروهی انجام می‌دهند و کار کنترل را گروهی دیگر، گفت: به‌نظر می‌رسد بر طبق این تقسیم کار، کسانی که در فضای امن دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها کار می‌کنند، صرفاً به «توسعه» علم و تکنولوژی می‌اندیشند و توجه به مسائل اخلاقی از حوزه کاری و تعریف وظایف ایشان خارج است و توجه به مسائل اخلاقی بر عهده افرادی در جامعه گذاشته شده که به این فضای امن راهی ندارند. مثلاً اعتبار تولید پنسیلین برای دانشمند است اما در استفاده از آن برای ساختن بمب، جامعه و کسانی که از آن استفاده می‌کنند مورد اتهام قرار می‌گیرند، نه دانشمند. در بحث دخالت زود هنگام در توسعه یک فناوری هم، کار کنترل را NGOها انجام می‌دهند و نه جامعه دانشمندان. به عبارت دیگر، سیستمی بیرون از دانشگاه‌ها این وظیفه را برعهده گرفته است. این نوع تقسیم کار (حتی اگر روزگاری کارا بود)، امروز (به واسطه پیچیده‌تر شدن رابطه تکنولوژی و جامعه) کارایی خود را از دست داده است.

وی در توصیف نوآوری و پژوهش مسئولانه گفت: باید با یک دیدگاه اخلاقی مرتبه دوم نسبت به اصول اخلاقی و یا مکانیزم کار اخلاقی حال حاضر خود، مواجه باشیم. به عبارت دیگر باید نوعی اخلاق مرتبه دوم را در نظر گرفت، یعنی اخلاقی که درباره اصول اخلاقی صحبت می‌کند.

وی افزود: تقسیمِ کار ابتدایی که بین توسعه‌دهنده (دانشمندان) و کنترل‌کننده (جامعه) وجود دارد، با یک توجیه خاص و در طول هم‌زیستی که بین نظام دانشگاه و جامعه وجود داشته، ایجاد شده است. این توجیه امروز کارکردش را از دست داده، لذا این تقسیم نیز لزومی ندارد که همیشه به این شکل باقی بماند.

دکتر الستی با اشاره به اینکه نوآوری و پژوهش مسئولانه قرار است درباره این تقسیمات، پرسش اخلاقی مرتبه دوم ایجاد کند، تصریح کرد: در واقع این پرسش اخلاقی مرتبه دوم زمانی ایجاد می شود که توجیحات قبلی زیر سئوال بروند. تمام کسانی که درباره نوآوری مسئولانه صحبت می‌کنند بدون استثنا، معتقدند که باید نوعی تعامل و مشارکت بین عامه مردم و بین ذینفعان در فرآیند تولید وجود داشته باشد. برخی نظریه پردازان این حوزه اما معتقد هستند که بخش مهمی از این تعامل، تنها با تغییر در تقسیم کار اخلاقی حال حاضر میسر خواهد شد.

وی با بیان اینکه مسئله تغییر تقسیم کار، بیشتر از اینکه ریشه سیاست‌گذارانه داشته باشد، پایه در نظریات اخلاقی دارد، گفت: تفاوت مرام‌نامه اخلاقی که جنبه حقوقی دارد با مسئله اخلاق به معنای صرفِ آن، این است که در صحبت از حقوق، بحث قانون‌گذاری پیش می‌آید اما مبنای اخلاق، عقلانیت است؛ یعنی به جای قراردادهای حقوقی باید عقلانیتی وجود داشته باشد که در هر شرایطی تصمیم بگیرد که کار اخلاقی چیست.

وی با مرور نظریات اخلاقی گفت: در نظریات اخلاقی جدیدتر، جای عقلانیتِ مرتبه دوم را گفتمان می‌گیرد. این عقلانیت طوری نیست که در کل تاریخ بشر تغییر نکند و همیشه طبق آن، اخلاقی بودن امری محک زده شود. گفتمان در نتیجه یک تفاهم بین افرادی که در حال حاضر ذی‌نفع هستند (و به تعبیری عموم افراد) به‌وجود می‌آید. به این ترتیب تقسیم کارها با ملاحظه به شرایط جدید قابل تغییرند. این مسئله مستلزم آن است که با افراد متفاوتی که در جامعه ذی‌نفع هستند در ارتباط باشید. در واقع شما به عنوان کسی که کار پژوهشی یا فناورانه انجام می‌دهید باید دائماً با جامعه بزرگتر در ارتباط باشید و بتوانید در اصول هنجاری خود بازاندیشی کنید، تا هنجارها و به تبع آن مسئولیت ها (یعنی شیوه تقسیم کار اخلاقی) شما با شرایط حال حاضر جامعه تناسب بیشتری داشته باشد.

وی در انتها تأکید کرد: این یک راه‌حل و یا رویکرد سیاست‌گذارانه نیست، بلکه یک کارِ صرفاً اخلاقی است. شاید برای سیاست‌گذار و کسی که کار مدیریتی انجام می‌دهد و مایل است مسائل را از شیوه‌های مرسوم حل کند، چنین نگاهی هیچ معنا و مفهومی نداشته باشد.