به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، سومین نشست از سلسله نشست های تبیین مفهوم ترویج علم، عصر روز شنبه بیست و نهم مهر ماه در مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور برگزار شد. مباحث مطرح شده در نشست سوم شامل دو موضوع انقلاب های علمی و ترویج علم با سخنرانی دکتر مصطفی مهرآئین، عضو هیأت علمی مرکز و مفهوم ترویج علم با رویکرد جامعه شناختی با سخنرانی دکتر محمدامین قانعی‌راد، مدیر گروه پژوهشی علم و جامعه مرکز بودند.

مفهوم ترویج علم با رویکرد جامعه شناختی

دکتر قانعی‌راد در ابتدای سخنرانی خود، به شکل‌گیری ترویج علم در دنیا اشاره کرد و گفت: بحث ترویج علم زمانی شکل گرفت که جامعه را بی‌سوادی فرا گرفته بود و در پی آن این مسئله مطرح شد که برای دستیابی به توسعه در جهان معاصر نیاز است دانش شهروندان ارتقا یابد و به همین دلیل باید با پایش دانش و شناسایی خلاء های موجود، دانش را به‌روز کنیم. حال من این سئوال را دارم که آیا با وجود پیشی گرفتن نسل جدید جوان از اکثر ما به لحاظ علمی، باید همچنان با مفهوم قدیمی ترویج علم صحبت کنیم؟ آیا با توده ای شدن آموزش عالی در شرایط کنونی، هنوز به ترویج علم با مفهوم سنتی آن نیاز است؟ ترویج علم با توجه به چه اهدافی طراحی شده؟ آیا با تغییر شرایط، محتوای ترویج علم نیز، نیاز به تغییر دارد یا باید همان محتوای سابق را منتقل کنیم؟ الگو جدید ترویج علم، به لحاظ محتوا و قالب، چیست؟

دکتر قانعی‌راد در ادامه با بیان اینکه تحول به وجود آمده تنها در ایران نبوده بلکه در غرب هم اتفاق افتاده، گفت: در سال ۱۹۵۹ "سي رايت ميلز" جامعه‌شناس آمریکایی، در کتاب خود با نام "بینش جامعه‌شناختی" گفته که بشریت وارد فاز فرهنگی جدیدی شده است و این فاز فرهنگی عبارت است از خروج از فیزیکالیسم به سوی بینش جامعه‌شناسی. او که این دوره را عصر چهارم نامگذاری می کند، اعتقاد دارد بشر وارد دوره پُست‌مدرنی شده که درآن شاخص فرهنگی تفکر، بینش جامعه‌شناختی است و نه دانش فیزیک. در این عصر افرادی می توانند کار کنند که بر رابطه دانش با مردم و جامعه تسلط داشته و بتوانند آن را درک کنند.

وی با اشاره به گفته سی رایت که روزنامه‌نگاران دارای این بینش هستند، افزود: از ویژگی های بینش جامعه‌شناختی، کلیت نگری است. با فیزیک نمی توان کلیت‌نگری را منتقل کرد، اما یک روزنامه‌نگار با توجه به توانایی که باید برای تحلیل پدیده ها و گفتگو راجع به آنها داشته باشد، مجموعه دانش ها را به کمک می گیرد.

دکتر قانعی‌راد افزود: بعد از سال ۱۹۶۸ و انقلاب های دانشجویی در غرب، چشم‌انداز جامعه پُست‌مدرن ایجاد شد. در این زمان، دانشجویان، به عنوان کسانی که در علم در حاشیه قرار داشتند، نقش اساسی در سازماندهی دانش در دانشگاه ایفا کردند و به کنش‌گران فعال این عرصه تبدیل شدند و در حال حاضر نیز، این فرآیند، با تغییر از دیدگاه سیاسی به فرهنگی و تأثیرگذاری بر علم، ادامه دارد. با این حال ما شاهد هستیم که در سال ۲۰۱۷ نیز، در غرب و حتی در ایران به صورت آشکارتر، درک ما نسبت به علم فیزیکالیستی شده و حتی میبینیم که افراد فعال و مدعی در ترویج علم در رشته فیزیک تحصیل کرده اند و نگرش غالب در ذهنیت آنها نگرش فیزیکالیستی است. یعنی نسبت به دانش، نگاه پوزیتیویستی و رئالیستی دارند و معتقدند علم، بازتاب طبیعت است و اگر کسی غیر از این فکر کند درک درستی از دانش ندارد. در حالی که دید جامعه‌شناسی، با مفهوم سازه‌گرایانه به علم نزدیک می شود و معتقد است که جامعه، گفتگوی اجتماعی، زبان و مقولاتی مثل این، در شکل‌گیری علم  نقش تعیین‌کننده دارند و بنابراین علم بیشتر از آنکه از جنس طبیعت باشد از جنس زبان است.

دکتر قانعی‌راد با بیان اینکه دیدگاه پوزیتیویسم، علم را غیرزبانی و در نتیجه غیرگفتگویی می کند، به تأثیر آن روی ترویج علم اشاره کرد و گفت: دانشِ غیرگفتگویی باعث ایجاد مدلِ از بالا به پایین و ارتباط یک‌طرفه ریزش دانش از دانشمندان به توده مردم که دچار کمبود علم هستند، می شود و آنها را تبدیل به پذیرندگانی می کند که بدون ورود درگفتگوی دو طرفه، دانش را فرا می گیرند. علاوه بر آن،  باعث ایجاد درک اَتُمیزه کردن دانش به گزاره هایی که با واقعیت نسبت دارند شده و همچنین با ایجاد درک فیزیکی از علم، کلیت آن را در هم می شکند.

وی افزود: مفهوم فیزیکیِ علم، همواره در خدمت سیانتیزم و تکنوکراسی بوده است. سیانتیزیم عبارت است از به حاشیه راندن سایر صور دانش، مثل هنر، ادبیات، علوم اجتماعی و حتی صورت های دانشی که به عنوان دانش آکادمیک به رسمیت شناخته شده اند. جامعه تکنوکراسی نیز جامعی است که در آن مردم بر مبنای فنون مختلفی گذران زندگی می کنند که این فنون در اختیار تکنوکرات ها است، کسانی که تحصیل دانش کرده اند.

دکتر قانعی‌راد، از بازسازی هژمونی و برتری فیزیکدان ها در علم، به عنوان مورد دیگری یاد کرد که ترویج علم با مفهوم فیزیکی ایجاد می کند و توضیح داد: این نوع ترویج علم باعث برتری بخشیدن به هوش ریاضی و منطقی می شود. آیا در این صورت، با فعالیت های ترویج علم، هوش هنری، اجتماعی، عاطفی، هیجانی و انواع دیگر نیز گسترش پیدا می کنند؟

مدیر گروه پژوهشی علم و جامعه، با تأکید بر اینکه قدم اول در تصحیح روند ایجاد شده، انتقال مفهوم درست علم به فیزیکدانان و مهندسان جامعه است، خاطرنشان کرد: اگر ما به ترویج علم نیازمندیم، باید یک مفهوم مبتنی بر چرخش اجتماعی از علم را در جامعه ارائه دهیم و با افراد در تعامل باشیم. در زمینه ی این آموزش، مفاهیم مهمی مثل، فلسفه علم، تاریخ علم، جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی علم، انسان‌شناسی علم، سیاست علم و دیگر حوزه های علوم انسانی وجود دارد.

وی در انتهای سخنرانی خود، به دیگر دگرگونی های ایجاد شده در مفهوم ترویج علم تحت تاثیر دریافت فیزیکی اشاره کرد و گفت: دو مفهوم در ترویج علم وجود دارد، یک، مفهوم معطوف به علم و طبیعت و دو، مفهوم معطوف به جامعه و زندگی. اگر ترویج علم با مفهوم دوم استفاده شود، باید در جهت افزایش کیفیت زندگی گسترش یابد. علاوه بر این، باید تعیین کنیم علم عمومی ترویج پیدا کند یا علم دانشگاهی. علم عمومی، با مشارکت خود مردم و همراهی اهل علم، در عرصه عمومی تولید می شود و محل تولید و مصرف دانش یکی است، بر خلاف علم دانشگاهی که محل تولید، دانشگاه و محل مصرف، جامعه می باشد و طبق الگوی افلاطونی و مبتنی بر ریزش، عنایت و فیض، از تولید به مصرف جریان پیدا می کند.

در انتها این نشست، بعد از جلسه پرسش و پاسخ، از دکتر محمدامین قانعی‌راد با اهدای لوحی از طرف معاونت پژوهشی مرکز تقدیر شد.