اولین نشست تخصصی تعامل نظام دانشگاهی و فضای اجتماعی، در هفته ترویج علم و با سخنرانی دکتر مقصود فراستخواه، عضو هیأت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، دکتر حسین ابراهیم‌آبادی، رئیس مرکز نشر، دکتر سروش قاضی‌نوری، عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، دکتر نعمت‌الله فاضلی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دکتر موسی اکرمی، عضو هیأت علمی دانشکده الهیات و فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور برگزار شد.

قبل از شروع این نشست، طی مراسمی با حضور رئیس، اعضای هیأت علمی و کارکنان مرکز، از تابلوی جدید سالن اجتماعات مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با نام "سالن استاد دکتر محمدامین قانعی‌راد" رونمایی شد.

در ابتدای این نشست، دکتر وحید احمدی، مشاور وزیر علوم و رئیس مرکز، ضمن خیرمقدم به شرکت‌کنندگان، در رابطه با نامگذاری سالن اجتماعات مرکز به نام مرحوم دکتر قانعی‌راد گفت: هدف از این نامگذاری، زنده نگاه‌داشتن خاطره ایشان است تا نماد و درسی باشد برای مسیری که باید طی بشود.

وی در ادامه تقارنِ هفته اول ماه ربیع‌الاول را با هفته ترویج علم مبارک دانست و افزود: برگزاری این سری نشست‌ها که در راستای انجام مأموریت واگذار شده از طرف وزارت علوم به مرکز برای ترویج علم می‌باشد، مقدمه‌ای برای تبادل نظرها است تا در همایش نهایی که ۲۹ بهمن‌ماه برگزار می‌شود، دیدگاه‌های مختلف مطرح شود.

دکتر احمدی با بیان اینکه مجموعه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور در چرخه تحول علمی است، گفت: در رابطه با نسل‌های مختلف دانشگاه‌ها، بحث‌های متعددی وجود دارد و نشست امروز تحت عنوان تعامل نظام دانشگاهی و فضای اجتماعی، در ارتباط نزدیکی با رویکرد نسل چهارم، مبتنی بر اثرگذاری دانشگاه بر جامعه، است.

رئیس مرکز با اشاره به وجود تعداد قابل توجه دانشجوها و مراکز دانشگاهی، پژوهشی، نوآوری، مراکز رشد و پارک‌ها‌ و مناطق ویژه تصریح کرد: ما المان‌های علمی تعریف شده در جهت توسعه علمی و فناوری در سطح جهان را داریم. اما آنچه مورد غفلت قرار گرفته ارتباط تنگاتنگ دانشگاه و جامعه است. آیا آن نقش‌آفرینی که از دانشگاه‌ها انتظار می‌رود مشاهده می‌شود؟ در خصوص این معضل آیا دانشگاه مقصر است یا جامعه و یا نظام مدیریتی؟

وی افزود: هدف از برگزاری این‌گونه نشست‌ها پیدا کردن پاسخ این پرسش‌ها است. آنچه باعث اثرگذاری جامعه دانشگاهی و نظام علمی در ارتقا فرهنگ، سطح علمی، رفتار علمی و ارتباطات علمی می‌شود باید مورد بررسی قرار گیرد. این ضریب تأثیر در کشورهای توسعه‌یافته قابل توجه است.

وی در انتهای سخنان خود اظهار امیدواری کرد با برگزاری نشست‌های این‌چنینی و با استفاده از هم‌فکری‌های صاحب‌نظرانِ این حوزه، این نقص برطرف شود.

 

تقلیلِ دانشگاه به یک زاییده‌ی دیوان‌سالاریِ دولتی، عامل اصلی ناکارآمدی آن است.

دکتر فراستخواه به عنوان اولین سخنران این نشست با بیان اینکه دانشگاه به صورت اجتماعی ساخته می‌شود و بخشی از یک فضای اجتماعی بزرگ است، اظهار داشت: اجتماع است که می‌تواند دانشگاه را در آغوشش به‌وجود آورد. از طرف دیگر، اگر دانشگاه ایرانی می‌خواهد وجود داشته باشد باید بخشی از اجتماع جهانی باشد که نیست.

وی افزود: مراد بنده از "دانشگاه به مثابه فضای اجتماعی"، این است که علم فضامند است و بنا به سرشتِ خود یک فضاست تا یک سازمان! منظور من از فضا، یک امر ادراکی، ارتباطی، عاطفی، هنجاری و شناختی می‌باشد؛ به عبارت دیگر این فضا برآمده از زیستِ علمی است. باید در دانشگاه تجربه زندگی علمی را پیدا کرد، اگر این تجربه وجود داشته باشد نفوذِ دانشگاه مسائل بشریت را حل می‌کند و شرایط را ارتقا می‌دهد.

عضو هیأت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با اشاره به اینکه دانشگاه در ایران به عنوان یک سازمان در نظر گرفته می‌شود، تصریح کرد: این تقلیل یافتن دانشگاه به یک سازمانِ بوروکراتیک، به یک زاییده‌ی دیوان‌سالاریِ دولتی و مبتنی بر دریافتی‌های نفتی است که باعث شده دانشگاه آن کارآمدی که باید، نداشته باشد.

وی پیدا کردن مشکلاتِ فضامندی دانشگاه را ضروری دانست و گفت: یک هویت فضایی، میل به انسجام دارد و درهم‌ریختگی آن، یک نهاد را از فعالیت کارآمد بازمی‌دارد. دانشگاه نیز مانند یک کارخانه، بنگاه تجاری و یک ساختمان حزبی، یک هویت فضایی دارد و اگر در آن به دنبال قواعدی باشیم که مربوط به قلمروها و هویت‎های فضایی دیگر است، دچار درهم‌ریختگی می‌شود.

وی در این خصوص به توضیح مثالی در رابطه با تجاری‌سازی دانشگاه پرداخت و بیان کرد: اگر دانشگاه به یک بنگاه تقلیل پیدا کند، قواعد دانشگاه به هم می‌ریزد و ممکن است به "نادانشگاه" تبدیل شود؛ زیرا در این صورت نشانه‌های دیگری در درودیوار دانشگاه به چشم می‌خورد، نشانه‌هایی که باید در جای دیگری دیده شود.

وی تأکید کرد: پس زمانی که دانشگاه بتواند فضامندی و هویت و شخصیت فضایی خود را حفظ کند، می‌تواند تعامل معنادار و کارآمدی با فضای اجتماعی بیرونی داشته باشد و این یک مسئله سیاستی است. من معتقدم در اینجا سیاست‌های ما مخدوش است و نیاز داریم سیاست‌ها و ساختارها را اصلاح کنیم.

دکتر فراستخواه با استناد به تحقیق اخیر خود ادامه داد: بر اساس یک مطالعه موردی در یکی از دانشگاه‌های دولتی و جامع تهران، تصویر اجتماعی دانشگاه در دل و دیده دانشجویان مخدوش شده است و می‌بینیم که دانشگاه در فضای اجتماعی خود هم نمی‌تواند ارتباط برقرار کند، پس چطور می‌توان از آن انتظار داشت با فضای اجتماعی بیرونی برخورد کند؟ نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که حس تبعیض در دانشجوها وجود دارد و مقررات خشک و روال‌های بوروکراتیک، آنها را از انرژی تهی کرده است.

وی گفت: فضای دانشجویی در ایران از نخبه‌گرایی آکادمیک هم در حال عبور است، یعنی حس استادی و شاگردی، به معنای سنتی کلمه، دیگر در دانشگاه وجود ندارد و نمی‌تواند طی تحولی، سطح دیگری پیدا کند.

وی به‌هم‌خوردن ارتباط‌های بین نسلی در دانشگاه را مسئله دیگر آن عنوان کرد و افزود: بنده در تحقیق خود پنج نسل در دانشگاه‌های ایران را شناسایی کردم که تحولات بین آنها دچار گسست‌ و حرکات سینوسی شده است و نتیجه گرفتم که اگر دانشگاه می‌خواهد با جامعه ارتباط داشته باشد باید دارای تحولات بین نسلی کارآمد، پویا و معناداری باشد.

دکتر فراستخواه در انتها خاطرنشان کرد: محتوای ارتباطی و شناختی سرکشی در جهان اجتماعی ایران وجود دارد و از نظر پویش‌شناسی اجتماعی یک جِرم بحرانی، یک چگالی شناختی، عاطفی و یا هنجاری جدیدی در ایران در حال بسط است، در حالی که ساختارها و قواعد ما متناسب با آن به‌روز نشده‌اند. من پیشنهاد می‌دهم در این پنل یا پنل همایش نهایی بحث کنیم که چگونه این ساختارها، قواعد، مدیریت‌ها، الگوهای برنامه‌های درسی و آموزشی و به طور کلی این الگویی که از علم و دانشگاه داریم و ایماژی که از دانشگاه در ذهن سیاست‌گذار ایرانی وجود دارد، باید تغییر پیدا کند تا متناسب با محتوای متحولِ جهان ایرانی باشد.

 

انحلال دانشگاه به نفع فضای اجتماعی، خود یک خطر بزرگ است.

در ادامه این نشست، دکتر ابراهیم‌آبادی با تأکید بر ضرورت وجود گفتگوی دقیق در باب موضوع نظام دانشگاهی و فضای اجتماعی گفت: برای دقیق کردن این بحث باید با کسانی که در حوزه دانشگاه، علم و فناوری دست‌اندرکار محسوب می‌شوند وارد گفتگوی جدی شویم. مثلاً با مدیران پارک‌های فناوری کشور که قسمتی از بودجه کشور در این پارک‌ها استفاده می‌شود، پرسش‌های معینی شامل اینکه تعامل میان فضای دانشگاه و فضای اجتماعی چگونه است و چگونه باید باشد، مطرح شود.

وی بحث علم و فناوری در آموزش عالی را مهم دانست و افزود: یکی از مشکلات ما این است که بخش مهمی از توسعه علمی به خارج از دانشگاه برده شده و در این قسمت غفلت وجود دارد. بنده با اطمینان می‌گویم که در حال حاضر هیچ پروژه‌ بزرگی که تعداد زیادی از محققان را درگیر کند، در هیچ یک از دانشگاه‌های کشور وجود ندارد.

رئیس مرکز نشر سپس حرکت به سمت عبور از شرایط را پیشنهاد داد و تصریح کرد: انحلال دانشگاه به نفع فضای اجتماعی خود یک خطر بزرگی است که در کشور ما در حال رخ دادن است. ما نباید کارکردهای ویژه و اصلی دانشگاه را برای تعامل آن با فضای اجتماعی، به مخاطره بیاندازیم.

وی در قسمت دیگری از صحیت‌های خود بیان داشت: دانشگاه در طول چهار دهه گذشته بار سنگینی را بر دوش داشته و به نظر من از اینکه به نفع جامعه عمل کند خسته است و محکوم کردن آن به ناکارآمدی، نوعی بی‌انصافی و بی‌معرفتی است.

دکتر ابراهیم‌آبادی سرعت تحولات فرهنگی و تکنولوژی را از عوامل دیگر احساس خستگی دانشگاه عنوان کرد و گفت: مشکلی که دانشگاه در بازسازی خود دارد این است که نمی‌داند با شتاب تغییرات چه ‌کار کند.

 

اندازه‌گیری کارایی و اثربخشی دانشگاه بر اساس نوع تعامل آن با سایر نهادهای نظام نوآوری

دکتر قاضی‌نوری به عنوان سومین سخنران این نشست، به بررسی موضوع اندازه‌گیری کارایی و اثربخشی دانشگاه بر اساس نوع تعامل آن با سایر نهادهای نظام ملی نوآوری پرداخت و اظهار کرد: نظام ملی نوآوری ما که باید مولد نوآوری، اقتصاد و کسب‌وکار باشد، در حوزه سیاست‌گذاری ناکارآمد است و چینش نهادی موجود باعث کاهش ظرفیت نوآوری در کشور می‌شود.

وی با اشاره به اینکه یکی از دلایل اصلی فاصله گرفتن کشورهای توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته در یکصد سال اخیر، چینش نهادی آنها بوده است، بر تمرکز دولت به تغییرات نهادی و سیستمی تأکید کرد و افزود: ایجاد پارك‌های علم و فناوری، مراكز رشـد، ‌دانشگاه‌ها، رديف‌های بودجه‌ای، ‌برخی قوانين و از همه مهم‌تر، تربيت تعداد پرشماری از نيروهای علمی متخصص، نمونه‌هايی از سرمايه‌گذاری ایران در حوزه علم و فناوری است اما چگونگی تعاملات و ارتباط مطلوب میان آنها در نظر گرفته نشده است.

وی در خصوص اهمیت نهادها، به عنوان یکی از ارکان  اصلی نظام نوآوری، گفت: همه قبول دارند که نظام نوآوری مجموعه‌ای از نهادهاست؛ با این حال، نهاد هیچ‌گاه به صورت شفاف در ادبیات تعریف نشده و محققان تعاریف مختلفی شامل، "عادات و روتین‌های شکل‌گرفته در میان عموم مردم"، "عمل دسته‌جمعی در کنترل، آزادسازی یا گسترش عمل فردی" و یا "قواعد بازی و قیود وضع شده از سوی بشر برای شکل‌دهی روابط متقابل انسان‌ها با یکدیگر" از آن دارند.

عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، با اشاره به وجود انواع نهادها در کشور، کارآیی، اثربخشی و تحول پذیری را به عنوان مؤلفه‌های سنجش عملکرد آنها اعلام کرد و بیان داشت: دیدگاه‌هایی مانند اینکه دانشگاه عمدتاً محل تفکر می‌باشد، نگاهی متقابل است. مردم از دانشگاه به عنوان یک نهاد عمومی که از بودجه‌های کشور تغذیه می‌کند، توقع دارند.

وی در ادامه به بررسی این سه مؤلفه سنجش در ۸ نوع نهاد شامل ایران خودرو به عنوان یک سازمان تجاری، معاونت علمی و فناوری به عنوان یک نهاد سیاست‌گذار حکومتی، دانشگاه تربیت مدرس به عنوان یک نهاد آموزش عالی، موسسه مطالعات بازرگانی یه عنوان یک سازمان تحقیقات و فناوری، پارک پردیس به عنوان یک نهاد واسط، صندوق توسعه تکنولوژی به عنوان یک نهاد مالی، مرکز مالکیت فکری به عنوان یک نهاد حقوقی و مجله STP به عنوان یک نهاد ترویجی پرداخت و سپس با توجه به نتایج آن استراتژی‌های پیشنهادی را توضیح داد.

 

ضرورت یادگیری رفتارها و ارزش‌های انسانی و اخلاقی در دانشگاه‌ها

در ادامه نشست، دکتر فاضلی موضوع مورد بحث خود را با طرح این سئوال که مسئله پیوند و تعامل دانشگاه با جامعه چیست، آغاز کرد و گفت: فرض نظری این است که این پیوند با نوعی عدم تعادل و یا گسست رو‌به‌روست.

وی پاسخ به این سئوال را مرتبط با تعریفی که از جامعه وجود دارد، دانست و ادامه داد: در دیدگاه من، جامعه عبارت است از مجموعه روابط متقابلی که در بین گروهی، مانند دهکده، شهر، ملت و یا جامعه جهانی، وجود دارد و این روابط متقابل، نوعی فضای بین‌الاذهانی، نوعی الگومندی و نوعی ساختار منسجمی را ایجاد کرده است. مثلاً زمانی که از جامعه صحبت می‌کنیم از ذهنیت جمعی سخن می‌گوییم، بنابراین جامعه اول به انسان‌ها و دوم به روابط بین آنها و سوم به الگوها و قواعدی که به صورت گروهی و جمعی، پیوندهای متقابل را به وجود می آورد، معطوف می‌شود.

وی افزود: مفاهیم وسیعی مانند اعتماد، سرمایه اجتماعی، روابط قدرت درون یک جامعه و یا طبقات اجتماعی، وجود دارند که درون‌مایع جامعه را توضیح می‌دهند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پرسش پیوند جامعه را ماهیتاً مربوط به پرسش درباره انسان‌ها عنوان کرد و بیان داشت: کارکردهای نهاد آموزش عالی و یا نهاد دانشگاه برای پیوندهای انسانی است که اهمیت دارد. توقع مردم از دانشگاه از منظر اجتماعی این است که به آنها در داشتن صلح، خوشبختی و حس خوب کمک کند. مردم انتظار دارند که رفتارها و ارزش‌های انسانی و اخلاقی که برای یک زندگی اجتماعی ضروری محسوب می‌شوند در یادگیری دانشگاهی ما گنجانده شوند.

وی با بیان اینکه هیچ جامعه‌ای از دانشگاه توقع ندارد که شاخص تولید مقالات آن بالا برود ادامه داد: ممکن است این انتظار از نهادهای ویژه تولید علم و مؤسسات پژوهشی وجود داشته باشد، اما در مورد نهاد آموزش عالی و دانشگاه اینطور نیست. مردم توقع دارند که دانشگاه انسان فرهیخته تربیت کند و این فرهیختگی توقعی است که هر روز تشدید ‌می‌شود.

به گفته دکتر فاضلی، اینکه دانشگاه‌ها باید نوآوری داشته باشند نه‌تنها حرف مردم نیست بلکه هیچ مبنای علمی هم ندارد. مطالعه بانک جهانی نشان می‌دهد که وظیفه اصلی دانشگاه یادگیری، یاددهی و آموزش است و پژوهش، محصول فرعی آن است.

وی در انتها عوامل پیوند جامعه با دانشگاه را اینگونه برشمرد: یک، توجه بیشتر به سیاست فرهنگی در نظام آموزش عالی؛ دو، احیای مجدد مسئله آموزش در دانشگاه‌ها و سه، مورد بحث قرار گرفتن کارکردها و رسالت دانشگاه توسط فیلسوفان، نظریه‌پردازان، محققان و متخصصان علوم تربیتی و جامعه‌شناسان. توجه مجدد به انسان، فرهنگ و اخلاق باعث برقراری این پیوند خواهد شد.

 

تأثیر نحوه عملکرد متصدیان علوم انسانی در جایگاه آن در تصمیم‌گیری‌ها

سخنران آخر این نشست، دکتر اکرمی، در ابتدا بیان کرد: ما همه دغدغه آموزش عالی داریم و همه علاقمندیم که دانشگاه به لحاظ کمی و کیفی شکل بهینه‌ای به خود بگیرد. در این مسیر می‌دانیم که آسیب‌شناسی‌های متعددی صورت گرفته و نقدهایی زیادی به آموزش عالی کشور وجود دارد.

وی در ادامه پرسید: چه چیزی باعث شده که بعد از چهل سال جامعه‌شناسان و متخصصان سیاست فرهنگی در کشور، آموزش عالی را نقد کنند؟ البته این نقد تنها در کشور ما نیست و دانشگاه هاروارد نیز که در حوزه علوم انسانی نقش پررنگی داشته هم از وضع موجود انتقاد دارد.

دکتر اکرمی در پاسخ به این سئوال که چرا بعد از انقلاب، فیزیک‌دان‌ها، شیمی‌دان‌هاو مهندسان بیشتر از متخصصان علوم انسانی و جامعه‌شناسان نقش ایفا کردند گفت: به هر حال مهندسان و کسانی که در علوم پایه‌ تحصیل کردند در انقلاب نقش داشتند. من به عنوان یک دانشجوی فعال شاهد بودم که قبل از انقلاب، در جلوی صف مبارزه، دانشجویان دانشکده مهندسی و سپس علوم پایه حضور داشتند و آنها بودند که در پدید آمدن گفتمان انقلاب نقش داشتند. بنابراین طبیعی است که انتظار داشته باشیم بعد از انقلاب این افراد جز کارگزاران انقلاب باشند. از طرف دیگر کسی مانع حضور افراد از رشته‌های علوم انسانی نبود و بعید می‌دانم اگر آنها حرفی برای گفتن و یا برنامه و طرحی‌ برای ارائه داشتند، کسی مانع نقش‌آفرینی آنها می‌شد.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر افراد از دخالت سیاست و ایدئولوژی در آموزش عالی گله‌مند هستند و به آن نقد دارند، تصریح کرد: آیا تا به امروز متخصصان علوم انسانی نسبت به ایجاد تحول در متون کتب درسی نقشی ایفا کرده‌اند؟

عضو هیأت علمی دانشکده الهیات و فلسفه دانشگاه علوم و تحقیقات در انتها خاطرنشان کرد:  بی‌تردید علوم انسانی وظیفه سنگینی بر عهده دارد و به جایگاه حقیقی خود نرسیده است، اما بنده بخشی از آن را تقصیر متصدیان علوم انسانی و علوم اجتماعی می‌دانم زیرا خودشان نخواستند که مشارکت داشته باشند.

 

دکتر قدیمی نیز در جمع‌بندی این نشست، ضمن تشکر از حضور شرکت‌کنندگان گفت: می‌دانیم که در خصوص تعامل نظام دانشگاهی و فضای اجتماعی در کشور مشکل وجود دارد؛ به همین دلیل این سری نشست‌های تخصصی و همچنین همایش نهایی آن، با هدف ایجاد گفتمان لازم برگزار می‌شوند تا با دیدگاه‌های مختلف به بررسی این موضوع پرداخته شود.

مدیر گروه ترویج علم مرکز با اشاره به اینکه دانشگاه دارای وظایف متعددی است، بیان کرد: علاوه بر تربیت انسان فرهیخته، نیاز است در دانشگاه، پژوهش انجام گیرد. همچنین باید بدانیم با چه سازوکاری ارتباطات درونی و بیرونی دانشگاه را اصلاح کنیم. در این خصوص بازبینی سیاست‌گذاری‌ها یک مورد مهم است که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی در انتها اعلام کرد: نشست تخصصی دوم در روز ۲۸ آذرماه و همایش اصلی روز ۲۹ بهمن‌ماه برگزار خواهد شد و یا توجه به تمدید مهلت ارسال مقاله، علاقه‌مندان می‌توانند برای شرکت در این همایش اقدام کنند.