دکتر مریم صنیع‌اجلال، عضو هیأت علمی گروه سیاست علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، در سخنرانی خود با عنوان بررسی مدل‌های دیپلماسی علم و فناوری در جهان به تشریح بایدها و الزامات دیپلماسی علم و فناوری، مفهوم، اصول و پیشران‌ها و راهبردهای دیپلماسی علم و فناوری پرداخت.

دکتر صنیع اجلال در ابتدا با طرح این پرسش که چرا باید از فضای بین‌الملل بهرمند شد، گفت: ما در فضایی زندگی می‌کنیم که به طور فزاینده‌ای به سمت جهانی شدن پیش می‌رود و از طرف دیگر ماهیت جهانی بودن علم ما را ملزم می‌کند که برای صحبت از توسعه در فضای آکادمیک و علمی و حتی در سطح اجرا، در سطح بین الملل به تحلیل بپردازیم.

وی با اشاره به تأثیر شبکه‌ای شدن، جهانی شدن و بین المللی بودن علم در شکل‌گیری دیپلماسی علم و فناوری گفت: در چنین فضایی سئوالاتی درباره تاریخچه و مصادیق دیپلماسی علم و فناوری، تجربه جهانی در این حوزه، موضوعاتی که در این چارچوب باید لحاظ شوند، مدل مفهومی این دیپلماسی و چگونگی ورود ایران در این حوزه مطرح می شود.

دکتر صنیع‌اجلال در توضیح مفهوم دیپلماسی علم و فناوری بیان داشت: دیپلماسی علم و فنّاوری حاصل چگونگی تعامل حوزه علم و فنّاوری و سیاست خارجی است. به این معنا که چطور می‌توان با استفاده از ابزار حوزه سیاست خارجی، توسعه علم و فناوری را رقم زد و از طرف دیگر چگونه می‌توان با توانمندی‌های علمی و فناورانه، اهداف سیاست خارجی را تحقق بخشید. این ترکیب برای تمام کشورها به طور یکسان نیست و به نوع توانمندی آنها بستگی دارد و در نهایت باعث ایجاد مدل‌های دیپلماسی متفاوتی خواهد شد.

عضو هیأت علمی مرکز با بیان اینکه برای رقم زدن دیپلماسی علم و فناوری در یک کشور، باید اصول و پیشران‌هایی که زمینه دیپلماسی را فراهم می‌کنند شناسایی شوند، به توضیح تجربه پژوهشی خود پرداخت و گفت: اصول و پیشران‌های جهان‌شمول دیپلماسی علم و فنّاوری و اصول و پیشران‌های ملی و بومی، دو شاخصی هستند که در این بررسی مورد نظر قرار گرفتند. در شاخص اول، صرف نظر اینکه نظام دیپلماسی در چه کشوری شکل می‌گیرد، باید اصول ثابتی در نظر گرفته شوند که ما آنها را در حوزه‌های اقتصادی، ارزشی، زیست‌محیطی، سیاسی، اجتماعی و فناوری تقسیم‌بندی کردیم. از طرف دیگر، شاخص دوم، کاملاً با ساختار کشورها مرتبط است و می‌تواند به مواردی چون موقعیت جغرافیایی، توانایی و اهداف ملی آنها وابسته باشد.

وی در ادامه با اشاره به وجود دو حوزه، "علم و فناوری در سیاست خارجی" و "سیاست خارجی و توسعه علم و فناوری" در بیان مفهوم دیپلماسی علم و فناوری، تصریح کرد: مواردی مانند پیشبرد اهداف سیاست خارجی، تقویت بعد نرم و سخت دیپلماسی، چگونگی کاربرد ابزار علم و فناوری در تحقق اهداف سیاست خارجی و چانه‌زنی با کشورهای رقیب و متخاصم در حوزه اول مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ در حوزه دوم نیز که راهبردهای اجرایی شدن نقش سیاست خارجی در توسعه علم و فناوری بررسی می‌شود، اتخاذ راهبرد باز در سیاست خارجی برای تقویت توانمندی علم و فناوری و تعیین نوع الگوی کار با دیگر کشورها، در پیشبرد اهداف توسعه علم و فناوری، تعیین‌کننده خواهد بود.

دکتر صنیع‌اجلال سپس به بررسی مدل‌های دیپلماسی علم و فناوری امریکا، ژاپن، چین، هند و ترکیه در چارچوب مطالب گفته شده پرداخت و در ادامه افزود: برای طراحی چارچوب نظام دیپلماسی علم و فناوری در کشورهای توسعه یافته به فاکتورهایی مانند پیشبرد برنامه‌های حوزه سیاست خارجی، سرشکن کردن هزینه پروژه‌های کلان بین المللی (سلامت، آب و هوا، مهاجرت)، توسعه علمی و فناورانه با جذب نخبگان و پروژه‌های آموزش عالی در نظر گرفته می‌شود و در کشورهای در حال توسعه، فاکتور انتقال فناوری و رشد صنایع مدنظر قرار می‌گیرد. همچنین پذیرش دانشجویان بین‌المللی، کسب شهرت بین‌المللی، عقد تفاهم‌نامه‌های بین‌المللی، اعتباربخشی بین‌المللی و نشان‌سازی بین‌المللی، به عنوان پیش‌زمینه‌هایی هستند که در برنامه‌ریزی ساختار دیپلماسی علم و فناوری کشورها مورد توجه واقع می‌شوند.

وی با بیان اینکه گرایش‌های اصلی کشورها در دیپلماسی علم و فناوری را می‌توان به نگاه به درون و نگاه به بیرون تقسیم‌بندی کرد، گفت: نگاه به درون، ناظر بر تغییراتی است که باید در داخل، مانند برنامه‌ریزی‌ها، ساختارها و بازیگران، رخ دهد تا زمینه ایجاد نظام دیپلماسی علم و فناوری فراهم شود و نگاه به بیرون ناظر بر سیاست‌های تعامل با نظام بین الملل و کنشگران اصلی آن است.

وی افزود: با در نظر گرفتن این دو فاکتور در سه سطح خرد، میانی و کلان و با در نظر گرفتن شرایط ملی، دو مدل را پیشنهاد دادیم. مدل مفهومی دیپلماسی علم و فناوری و مدل فرآیندی دیپلماسی علم و فناوری. مدل اول حاصل طراحی تأثیرگذاری و تأثیرپذیری همزمان سه حوزه توسعه علم، توسعه فناوری و سیاست خارجی است که در چهار مدار  سطح تحلیل فرد، سطح تحلیل نهاد، سطح تحلیل ملی و سطح تحلیل فراملی تقسیم‌بندی شده است. در نهایت مدلی که برای ایران پیشنهاد دادیم، مدل فرآیندی، شامل دو لایه، سیاستگذاری، پشتیبانی و نظارت و لایه اجرا می‌باشد. در لایه اول، نهادهایی وجود دارند که با ایجاد زمینه همکاری‌های بین‌المللی، تأمین تجهیزات و امکانات، تنظیم نشست‌ها و گفتگوهای دو جانبه و تصویب قوانین برای تسهیل شرایط این حوزه، می‌توانند در سیاستگذاری وارد شوند. در سطح اجرا نیز نهادهایی مانند دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، انجمن‌های علمی، شرکت‌های دانش‌بنیان و پارک‌های علم و فناوری به عنوان کنشگران و نقش‌آفرینان این عرصه حضور دارند.

عضو هیأت علمی مرکز در انتها خاطر نشان کرد: به نظر می‌رسد مدلی موفق خواهد بود که این فاکتورها را در جایگاه خود در نظر بگیرد.