به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور جلسه نقد و بررسی کتاب اخلاق علم در علوم اجتماعی ایران، اثر دکترسید آیت الله میرزایی به همت گروه حقوق و اخلاق علم و فناوری و گروه سیاست علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با حضور دکترسید سپهر قاضی نوری، دکترعباس کاظمی و دکتر مصطفی مهرآیین برگزار شد.

در ابتدای نشست، دکتر آیت الله میرزایی به توصیف اوضاع علم به ویژه علوم اجتماعی در ایران پرداخت. این توصیفات که براساس پژوهش میدانی گسترده و مصاحبه های بسیاری که با افراد مختلف انجام شده به دست آمده است در کتاب اخلاق علم در علوم اجتماعی ایران نیز مشهود است. برخی از این مصاحبه شوندگان افرادی بوده اند که در ازای تولید مقاله با نام دیگران امرار معاش می کردند. دکتر میرزایی از میان داده های گردآوری شده در پژوهش مذکور به این نتیجه رسیده که دخالت سیاست در علم عامل اصلی وضعیت پیش آمده است. به اعتقاد وی ساخت سیاسی علم در ایران باعث شده است که علم که انتظار می رفت یک نهاد مدنی باشد به یک صنعت تولید ایدئولوژی برای قدرت سیاسی تبدیل شده و در حقیقت آنچه در ایران به عنوان علوم اجتماعی تولید می شود علم نیست بلکه شبه علم و ایدئولوژؤی است.

دکتر سپهر قاضی نوری به عنوان دومین سخنران جلسه ابتدا به نقد کتاب پرداخت. وی نپرداختن به نکات مثبت پیشرفت علم در ایران را مورد نقد قرار داد. به علاوه ایشان از فقدان اعداد وارقام در کتاب انتقاد کرد. وی در این خصوص گفت: اگر قرار باشد مسئولی براساس نوشته های این کتاب تصمیمی در جامعه اتخاذ کند به چنین آمارها و کمیت های دقیقی احتیاج خواهد داشت. وی همچنین متذکر شد که تقلب علمی در ایران نباید چندان خلاف انتظار باشد چرا که در فرهنگ ما مسئله ی مالکیت فکری به شیوه ی امروزین آن اصلا مطرح نبوده بلکه کسب علم و معرفت فارق از اینکه چه کسی به آن علم دست یافته مورد توجه بوده است. به طوری که حتی دزدیدن کتاب در شرایط خاصی جایز دانسته شده است.

دکتر سپهر قاضی نوری در بخش دوم سخنان خود افزود: سخن گفتن علیه مقاله نویسی خود یک مد مشکوک است. زیرا این پرسش را باید مطرح کرد که آنهایی که مقاله نمی نویسند خود چه کار می کنند؟ آیا کار بهتری انجام می دهند؟

دکتر عباس کاظمی در این نشست از یک موضع مشخصا مارکسیستی به پدیده ی سورفتار علمی در کشور پرداخت. وی در شروع ضمن تقدیر از دکتر میرزایی نویسنده کتاب گفت: خیلی زودتر از اینکه مسئله ی سورفتار علمی و تقلب به عنوان یک موضوع مهم شناخته شود دکتر میرزایی پژوهش خود را آغاز کرده بودند. وی همچنین خاطر نشان کردکه برخی از آسیب های مطرح شده در کتاب، همچون تکیه بر صورت گرایی و معیارهای علم سنجی، بوروکراتیزه شدن نهاد دانشگاه یا دیوان سالاری، یک فرآیند جهانی است و فقط محدود به ایران نیست. این فرآیند با سطحی شدن و توده ای شدن علم همراه است و حتی در امریکا این فرمالیسم علمی و تکیه بر رشته های سود آور کاملا غلبه دارد. در عین حال این واقعیت، با ایدئولوژی محوری که در ایران از بیرون دانشگاه بر دانشگاه تحمیل می شود تفاوت دارد. با اینحال دکتر کاظمی به مشکل عمیقتری اشاره کرد و گفت: در بیشتر مواقع حتی اجازه نمی دهد ایدئولوژی ها بتوانند کار کنند و فشاری ایجاد کنند و این مشکل، کالایی شدن خود ایدئولوژی است. وی افزود: تولیدات شورای عالی انقلاب فرهنگی، طرح هایی مثل کلاس های بصیرت افزایی که شنونده در آن برای ارتقا و گوینده برای پول در آن شرکت می کنند، علوم انسانی دینی و خیلی چیزهای دیگر که قرار بوده ارزش های ایدئولوزیک را در دانشگاهها گسترش دهند اصلا کار نمی کنند و فقط برای سود و برخی تشریفات به کار می آیند. ای کاش یک ایمانی، یا تعهدی وجود داشت. اما در بیشتر مواقع خود این بسته های ایدئولوژیک در حقیقت کالاهایی هستند که مصارف خاص دارند.

وی به دو مفهوم مهم دیگر در فلسفه ی اجتماعی مارکس که به خوبی در جامعه ی ما قابل تشخیص است اشاره کرد. یکی اینکه ارزش مبادله ای کالاها بیشتر از ارزش مصرفی آنها شده است و دیگر اینکه کالاهایی مثل مقالات و کتاب و غیره یکسری مناسباتی با هم دارند که رابطه ی انسان های داخل دانشگاه را تعیین کرده است وی در این رابطه گفت: استاد به دانشجوی کارشناسی ارشد به عنوان موجودی که ۴ میلیون ارزش دارد و به دانشجوی دکتری به عنوان یک موجود ۲۰ میلیونی نگاه می کند و این نگرش ها، روابط استاد و دانشجو و استادهای همکار و چیزهای دیگر در دانشگاه را مشخص می کند. وی در ادامه گفت: این کتاب دانشگاههای خوب مثل تهران و شریف را مورد بررسی قرار داده و این نتایج را از آنها به دست آورده اما اگر روی دانشگاههای بد مثل دانشگاههای علمی-کاربردی تحقیق می کرد متوجه می شد که وضع آشفته تر از آن است که حتی در این کتاب نشان داده شده است.

دکتر مصطفی مهرآیین ابتدا مشخص نبودن سوال پژوهش را مورد نقد قرار داد. وی همچنین افزود: به علاوه بحث نظری در این کتاب چندان قوی نیست. دکتر مهرآیین گفت:به لحاظ روشی اگر قرار  بود تحلیل محتوا شود منطق آن ریاضی بود و اگر قرار بود تحلیل متن یا تحلیل گفتمان انجام شود منطق آن زبانی می شد. از نظر دکتر مهرآیین اخلاق علم به مثابه ی یک نظام هنجار بخش، در خدمت نظام سلطه قرار می گیرد و بنابراین وی خود را طرفدار بی اخلاقی علمی می داند. وی در این خصوص گفت: اخلاق علم یک زندان است و حتی فساد علمی موجود تا آنجا که به شکستن این زندان و آنچه فساد اکبر است کمک خواهد کرد، چیز خوبی است. وی در ادامه به توضیح نظری ساختارهایی پرداخت که به تباه کردن مفهوم اخلاق علم دامن زده است. مبنای نظری بحث وی کاملا متاثر از میشل فوکو اندیشمند فرانسوی بود. فوکو پروژه ی فکری خود را این می داند که چگونه  امری تبدیل به «پرسمان» می شود و حول و حوش آن نظامی از گفتار و حتی کردار و حتی نهادهای اجتماعی شکل می گیرد. دکتر مهرآیین تلاش همین پرسش رویکرد را درباره ی مسئله ی اخلاق علم در ایران در پیش گرفت. وی در ادامه گفت: اگر اینگونه به مسئله نگاه کنیم می بینیم که مسئله بسیار عام تر و عمیق تر است و مسئله به دانشگاه و میدان انقلاب محدود نمی شود بلکه ابتدا و بطور اساسی تر این «مسئله ی روان» است که در کشور در سالهای پس از انقلاب شکل گرفته است و انسانهای هیستریک و مسئله دار به وجود آمدند. روان انسان تبدیل به یک پرسمان شد. کتابهای روانشناسی  زرد در حوزه هایی مثل چگونه آرامش یابیم، چگونه خود را کنترل کنیم و امثال آن  حتی در سطح روشنفکری، شخصیتی مثل ملکیان به وجود آمد. ملکیان در این تحلیل ساختاری، یک متفکر نیست بلکه او یک صنعت روان شناختی مبتنی بر گفتمان روانشناختی بزرگتری که بر جامعه حاکم است به وجود آورد و این معضل فراتر از دانشگاه است. حتی سازمان بهزیستی و تنظیم دارو و غیره بخشی از این گفتمان بزرگ است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله ی تنظیم جمعیت پرداخت و گفت: در کشور ما تنظیم جمعیت به صورت افراطی وجود دارد. مثل تنظیم لباس و حتی فراتر از آن تنظیم متونی که در دانشگاه خوانده می شود، فرم های پروپوزال نویسی و تنظیمی که تحت عنوان اخلاق علم به جامعه تحمیل می شود همگی تحمیل های ساخت قدرت سیاسی بر انسانیت در جامعه ی دانشگاهی است. بسیاری از افراد که به عنوان بی اخلاق کنار زده می شوند درواقع صرفا خلاف قاعده های تنظیم عمل می کنند و خلاف فرآیند کودن سازی و خلاف انسانیت زدایی عمل می کنند. مقاطع مدارس، کنکور، مقاطع آموزش عالی همگی اشکال گوناگون تنظیم است و «تنظیم» از دید وی عنصر منحوسی در جامعه ی ماست. وی در پایان صحبت های خود گفت: بی اخلاقی در خود مفهوم اخلاق رسوخ کرده است.

در ادامه ی جلسه سخنرانان با یکدیگر گفت و گو کردند و گفته های خود را وارسی و تکمیل نمودند.