به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، در مراسم افتتاحیه میز مطالعات پیچیدگی اقتصادی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور که در روز نهم اسفند ماه در مرکز برگزار شد، دکتر حسین راغفر، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه الزهرا، دکتر علی دینی ترکمانی، عضو هیأت علمی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی و دکتر بهروز شاهمرادی، عضو هیأت علمی گروه اقتصاد علم مرکز سخنرانی کردند.

در ابتدا این نشست دکتر شاهمرادی در توضیح شاخص پیچیدگی گفت: بررسی دیدگاه پیچیدگی اقتصادی در سال ۲۰۰۶ توسط یک تیم ترکیبی از دانشگاه MIT و هاروارد شروع شد. این شاخص می‌گوید که ترکیب موفق و بهینه دانش و مهارت می‌تواند منجر به دانش مولد شود.

وی افزود: دانش و مهارت موجود در مغز یک فرد به تنهایی نمی‌تواند عامل تعیین‌کننده باشد، بلکه تنوع دانش و مهارت‌های متفاوت است که منجر به رشد و توسعه یافتگی کشورها می‌شود. تئوری نفر-بایت یا بنگاه-بایت معیاری است برای نشان دادن حداقل میزان دانش و مهارتی که هر فرد می‌تواند داشته باشد، مثلاً برای تولید آب معدنی ممکن است به ۵ نفر-بایت دانش و مهارت احتیاج باشد، در حالی که برای تولید محصولی مثل لپ تاپ، به صداها نفر-بایت دانش و مهارت متنوع نیاز است. طبق این دیدگاه، با یک مدیریت درست و تعداد نفر-بایت‌های زیاد و متنوع می‌توان محصولات پیچیده‌تری تولید کرد. طبق برآورد دانشگاه هاروارد، کشورهایی که محصولات پیچیده‌تری تولید می‌کنند، درآمد بیشتری نیز دارند.

دکتر شاهمرادی با اشاره به بازی اسکربل (Scrabble) گفت: همانطور که با داشتن تعداد حروف بیشتری، تعداد کلمات بیشتری نیز می‌توان ساخت، با وجود نفر-بایت‌های بیشتر، توسعه اقتصادی کشورها افزایش خواهد یافت.

عضو هیأت علمی مرکز در خصوص تفاوت کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه گفت: دایره تولیدات کشورهای توسعه‌یافته وسیع و متنوع است و از طرف دیگر محصولات تولیدی آنها دارای پیچیدگی‌هایی است که هر کشوری قادر به تولید آنها نمی‌باشد. اما در کشورهای درحال توسعه، محصولات فراگیری که تمام کشورها توانایی ساخت آنها را دارند تولید می‌شود.

وی در ادامه تصریح کرد: از آنجایی که یکی از معیارهای سنجش رشد یک کشور GDP است، آیا می توان دو کشور مختلف را که در یکی قسمت اعظم GDP از نفت است و در دیگری از تنوع تولیدات داخلی بدست می آید مقایسه کرد؟ در حقیقت، رشد اقتصادی این دو کشور برابر نیست.

وی در انتهای سخرانی خود درباره پیشنهاد رویکرد پیچیدگی اقتصادی به سیاستگذاران برای بهبود اوضاع اقتصادی گفت: با توجه به اینکه این رویکرد بر نفر-بایت و وجود دانش و مهارت تاکید دارد، در وهله اول جلوگیری از خروج مغزها و در وهله دوم ایجاد شرایط مناسب برای برگشت آنها، در بهبود اوضاع اقتصادی می‌تواند تاثیرگذار باشد. همچنین دعوت از افرادِ با مهارت برای پر کردن خلاهای موجود نیز کمک‌کننده خواهد بود، در صورتی که بتوان شرایط جذب آنها را فراهم نمود. به این ترتیب با تجمیع نفر-بایت‌های متنوع قادر خواهیم بود محصولات پیچیده‌ای تولید کنیم.

در ادامه ی این نشست، دکتر راغفر با اشاره به بحران جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۸ و همچنین تولد فناوری‌ها و تکنولوژی‌های جدید در دنیا گفت: این دو عامل، اقتصاد را به سمت و سوی متفاوتی سوق داده‌اند، طوری که در حال حاضر منظور از دانش در اقتصاد دانش‌بنیان، دانشی است که منجر به درآمد شده و در بازار مبادله می‌شود.

وی افزود: تحولات بحران جهانی سال ۲۰۰۸، محدودیت‌های جدی تئوری‌های اقتصادی را عیان کرد، چرا که خیلی از آن نظریه‌ها قادر به پیش‌بینی این بحران نبودند. از طرف دیگر، ظرفیت‌های متنوعی که در بازارهای جهانی به دلیل رشد تکنولوژی به وجود آمده فرصت‌های خلق دانش جدید را که فهم آنها به نظریه‌های جدید در علم اقتصاد نیاز دارد، فراهم کرده است.

دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه الزهرا تاکید کرد: امروزه لازم است که مدل‌های جدید برای شناخت و ارزیابی بحران‌های پیش‌رو داشته باشیم و در این جهت به شیوه‌های جدید مدل‌سازی در اقتصاد نیازمندیم.

وی در ادامه نقدهای وارد شده به مدل‌های پیشین را که بیشتر به کلان‌سنجی می‌پرداختند، توضیح داد و گفت: چون مدل‌های پیشین قادر به نشان دادن اقتصادِ در حال تغییر نبودند، مدل‌های داینامیک و مسئله پویا‌شناسی که تأثیر متغیرها و تحول آنها را اندازه می‌گرفتند، مطرح شدند. در واقع، تلفیق اقتصاد با هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرد که سیستم‌های چندعاملی طراحی شوند و در نتیجه مدل‌های پویا به وجود آمدند.

دکتر راغفر بیان داشت: از نظر کارشناسان، پیچیدگی ابزارهای جدید که در بازارهای مختلف کالاها، مثل پیچیدگی بازار انرژی، به وجود آمده غیر قابل تصور می‌باشد. دلیل آن نیز ظرفیت‌های جدیدی است که توسط تکنولوژی امکان‌پذیرشده است.

وی در خصوص ضرورت توجه به مسئله پیچیدگی در اقتصاد و تربیت نیروهای مناسب خاطرنشان کرد: اگر ما نتوانیم خود را برای مواجه با پیچیدگی‌هایی که در اقتصاد جهان شکل گرفته و هر روز عمیق‎تر و گسترده‌تر می‌شود، به‌روز کنیم، به یک نظاره‌گر که تنها به فروش مواد خام وابسته است تبدیل خواهیم شد که با اتمام این ظرفیت، ورشکست می‌شود.

دکتر دینی ترکمانی، به عنوان سخنران آخر این نشست، در خصوص کارکرد شاخص پیچیدگی اقتصادی گفت: این شاخص علاوه بر اینکه تنوع تولید و صادراتی را در داخل یک کشور اندازه می‌گیرد، درجه تمایزِ محصولی که تولید و صادرمی‌شود را نیز در مقیاس جهانی بیان می‌کند. وضعیت بهتر زمانی است که درجه تمایز بیشتر باشد، زیرا نشان می‌دهد که دانش علمی و فنی بالاتری صرف تولید آن شده است. مثلاً نفت کالایی است که بیشتر کشورها در حال تولید آن هستند و کالای متمایزی محسوب نمی‌شود، در حالی که هواپیما بوئینگ و یا ایرباس، یک کالای خاص و متمایز است. در این جهت شاخص پیچیدگی میزان تنوع تولیدات داخل با درجه تمایز یا درجه فراگیری محصولات در خارج را ارزیابی می کند و بر اساس محاسبات انجام گرفته، کالاها و کشورها در مقایس جهانی رتبه‌بندی می‌شوند.

وی تصریح کرد: هرچقدر کشوری دارای منابع طبیعی بیشتری باشد و یا از ماشین‌آلات و ابزارآلات بیشتری بهره‌مند باشد، به این معنا نیست که از نظر پیچیدگی اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار دارد. مگر آنکه بتواند به دانش علمی و فنی استفاده، بهره‌برداری، تعمیر و اصلاحات کوچک، در مرحله اول و در مرحله بعد، به تغییرات اساسی در آن تکنولوژی دست یابد.

دکتر دینی ترکمانی با مقایسه پیچیدگی اقتصادی ایران با ترکیه بیان دشت: ما متاسفانه به نوعی دچار عقب‌ماندگی تاریخی و تمدنی شده‌ایم و این یک واقعیت تلخ است.

عضو هیأت علمی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی در بیان دلایل این عقب‌ماندگی گفت: در وهله اول، کیفیت پایین و یا هزینه تولید بالا باعث شده امکان صادر کردن تولیدات داخلی را نداشته باشیم. با توجه به این ضعفِ ترکیب تولید و صادرات که نشان دهنده عدم موفقیت ما در جذب، کسب و نهادینه‌سازی دانشِ علمی و فنی رایج در مرزهای پیش‌رو جهانی است، طبیعتاً درگیر بحران زیست‌محیطی هم شده‌ایم. از طرف دیگر، بحران فراگیر توسعه، باعث شده در حال حاضر خود را با ترکیه مقایسه کنیم، در حالی که در گذشته این مقایسه با کره جنوبی انجام می‌گرفت.

دکتر دینی ترکمانی در خصوص دلایل اساسی این بحران افزود: ما دارای نظام حکمرانی ضعیفی هستیم. زیرا تصمیم‌سازی در نظام دولتی و حکمرانی  ایران، خلق‌الساعه صورت می‌گیرد و به همین ترتیب در مرحله عمل نیز شتابزدگی وجود دارد و در نتیجه اعتبار و اثربخشی کل فعالیت صورت گرفته بسیار کم است. این مسئله اجازه نمی‌دهد سیاست صنعتی درستی شکل بگیرد، موردی که در پیشبرد تحولات تکنولوژیک و فناورانه حائز اهمیت است.

وی گفت: از دلایل مهم دیگر این است که سرمایه انسانی و نخبگان در کشور ما به‌راحتی از دست می‌روند، زیرا در نظام انگیزشی که در جامعه شکل گرفته و مرتبط با قواعد نظام حکمرانی است، معیاری برای تخصص‌گرایی و شایسته‌سالاری وجود ندارد و به این ترتیب نیروی متخصص و کارآمد به پیشنهادات خوب خارج ازکشور پاسخ مثبت می‌دهند. همچنین وجود چندین نهاد متولی پیشبرد سیاست‌های فناوری کشور و عدم وجود سازگاری و همکاری بهینه بین آنها، باعث شده در سطوح مختلف درگیر "تودرتوی نهادی" شویم که موازی‌کاری و اتلاف منابع را ایجاد کرده، مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌دهی را کاهش داده است و در نهایت منجر به پدیده‌ای با نام "شکست در هماهنگ‌سازی سیاستی" خواهد شد.

دکتر دینی ترکمانی در انتها خاطر نشان کرد: وجود یک نظام ملی نوآوری قوی در هر کشوری باعث ارتقا درجه پیچیدگی اقتصاد آن کشور خواهد شد. باید توجه داشت که نظام حکمرانی ضعیف اجازه شکل‌گیری این نظام ملی نوآوری قوی را نمی‌دهد.